تبليغاتX
رصد اندیشه
مجموعه مقالات (سیاسی اقتصادی فرهنگی )

بسمه تعالی

اعلام حضور خاتمی برای شرکت در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری موجی از اما و اگرها را در افکار عمومی جامعه ایجاد کرد خاتمی که در سالهای 76 تا 74 پرچمدار اصلاحات بود و با شعار پرطمطراق آزادی یکه تازی می کرد به اذعان خود و اطرافیان تا آخرین سالهای دوران ریاست جمهوری نه توانستند تعریف مشخصی از اصلاحات و نه چارچوب مشخصی برای آزادی بیان کنند و هر قشری از جامعه را با ترفند تبلیغاتی با پیشوند و پسوندهایی به کلمه آزادی (آزادی بیان ،آزادی اندیشه ،آزادی مدنی و...) به دنبال خود می کشاندند تا جایی که دیگر مردم از این همه بازی با کلمات بی پایه و اساس خسته شدند و رویکرد جدیدی از خود در انتخابات نهم نشان دادند، خاتمی که بدنبال موج حضور مردمی همانند دوم خرداد 76 بود در اولین سفرهای استانی با استقبال سرد مردم مواجه شد و فهمید که دیگر حرفهای بی پایه و اساسش خریداری ندارد و نه تنها برای آینده خود که برای آینده اصلاح طلبی و اصلاحات احساس خطر کرد و دریافت که عدم  پیروزی در انتخابات به معنای مرگ اصلاحات است لذا صلاح ندانست که در این بازی مرگ و زندگی شرکت کند و میدان را به میرحسین واگذار کرد و با این تصور که بر فرض اگر میرحسین هم نتوانست رای بیاورد اصلاحات هنوز زنده است و تنها مهره ای را از دست داده است خود را قانع کرد ....

 غافل از آنکه در سال 84 با پیروزی دکتر احمدی نژاد اصلاحات به کما رفت و با همه تلاشی که در انتخابات های بعدی کردند نتوانستند آن را از کما خارج کنند اعلام حضور خاتمی در انتخابات ، اصلاحات در کما رفته را کمی هوشیار کرد  تا شاید بتواند اشهد.... خود  را بخواند و با انصراف خاتمی از رقابت با اصولگرایان ، مرگ ابدی اصلاحات رقم خورد، ...

میرحسین که با درخواست اصلاح طلبان به میدان آمد ولی خود را نه اصولگرا و نه اصلاح طلب معرفی کرد در کمتر از چند هفته در اولین مصاحبه مطبوعاتی اصلاح طلبی خود را به وضوح نشان داد، قبل از اینکه میرحسین مرد سکوت تمام سالهای بعداز جنگ لب به سخن بگوید بعضی از اصولگرایان منتقد دولت زمزمه حمایت از میرحسین را سر می دادند ولی پس از شنیدن سخنان میرحسین و اعلام حمایت سازمان مجاهدین و حزب مشارکت از وی یکی پس از دیگری از او فاصله گرفتند خاصیت سخنان میرحسین این است که هرچه او بیشتر سخن می گوید عده ی بیشتری از اصولگرایان و حتی مردمی که او را مرد محبوب سالهای جنگ می دانستند از او فاصله می گیرند و سرانجام کار بجای می رسد که جز اصلاح طلبان هوادار دیگری نخواهد داشت و البته سران اصلاح طلب نیز بین دو قطب کروبی و میرحسین در حال تجزبه هستند...

در واقع سخنان میرحسین رجز خوانی در تشیع تابوت اصلاحات است پیش از این گفته بودیم که میرحسین نباید در میدان اصلاح طلبان بازی کند و زیر پرچم آنان سینه بزند چرا که عدم پیروزی  میرحسین به منزله تیر خلاص بر تابوت اصلاحات است و اصلاح طلبان آنرا بر نمی تابند و آنچنان میرحسین را از جرگه اصلاح طلبی خارج می کنند که چه بسا تمام هیمنه سیاسی وی را با تابوت اصلاحات دفن کنند....

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت   توسط آقامیری  | 

 

 بسمه تعالی                

" احمدی نژاد اولین رییس دولت اسلامی بود که شمارش معکوس  نابودی رژیم نامشروع ونژاد پرست صهیونیست را سرود......"

بار دیگر به لطف خداوند متعال ؛ برخورد هوشمندانه  ومدبرانه رييس جمهوري اسلامی ایران  در برابر سناریوی از پیش طراحی شده صهیونیست ها و حامیان نژاد پرست خود توانست؛ پیام حق جویی ، صلح طلبی و ظلم ستیزی ملت ایران را به گوش ملت های آزاده دنیا برساند.

کشورهای حامی صهيونيست  از مدتها قبل سعی کردند با هیاهو وجنجال  از حضور ایشان در اجلاس جلوگیری کنند تاشاید رژیمی که در سراشیبی سقوط قرار دارد را سروپا نگه دارند.

دکتر احمدی‌نژاد در سخنرانی خود به نژادپرستی رژیم صهیونیستی و هولوکاست اشاره کرد و با خشم نمایندگان دولت‌های حامی رژیم صهیونیستی مواجه شد.

صحبت هاي دکتر احمدي نژاد نه تنها حرف دل ملت ايران، بلکه آهی از اندوه ميليون ها مسلمان سراسر دنیا و مسلمانان ستمدیده و زجر کشیده فلسطین بود.

ترك اجلاس توسط نمايندگان برخي از كشورهاي اروپايي به هنگام سخنراني رئيس جمهور ايران بعلت وحشت از رسوا شدنی بود که از آغازپیدایش این غده چرکین تاکنون آنرا با دروغ پرورانده اند.

در پایان پیروزی شجاعانه رییس جمهوری اسلامی ایران و رسوایی نژاد پرستان صهیونیست ، در نبرد اسلام و صهیونیست را  به محضر مقام معظم رهبری(مدظله العا لی) وعموم ملت ایران و حق پرستان دنیا تبریک عرض می نماییم.

                                                 والسلام علیکم ورحمه ا... و برکاته

                                               دبیر جمعیت آبادگران جوان استان قم

                                                            سید محمد آقامیری

 

          

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط آقامیری  | 

 

          بسمه تعالی                     

مرد سکوت سالهای پس ازجنگ بالاخره پس از 20 سال مهر سکوت را شکست و از سیاست ، اقتصاد و فرهنگ سخن گفت ، سخنان کلی ولی منطقی و کارشناسی ، البته بلافاصله مورد هجوم قرار گرفت نه از طرف جناههای رقیب بلکه از طرف کسانی که تا دیروز در همایش ها  و جلسات متعدد  برای حضور در صحنه انتخابات دعوت می شد ، کسانی که او را به وسط میدان انتخابات آوردند به محض اینکه لب به سخن گفت ، ناگهان او را رها کردند و بدترین تهمت ها و بی احترامی ها را نثار او کردند ، آری میر حسین موسوی مردی که در تمام این سالها با کناره گیری از مسئولیت های میدانی حتی اظهار نظر هم نمی کرد با اصرار ودعوت اصلاح طلبان که اصرار داشتند در مورد آنچه آنها می خواستند سخن بگوید ، سخن گفت ولی وقتی در مورد تصمیمات اقتصادی دولت های پیشین گفت « کلیشه ای بعنوان توزیع فقر ساخته ایم تا عداالت را مورد حمله قرار دهیم یا آن را در مقابل یک ارزش بنیادی دیگر مثل آزادی قرارداده ایم بدون آنکه توجه کنیم آزادی از دل عدالت بیرون می آید و در تمام این مدت تقریباً تمام کلید واژه های عدالت از ادبیات سیاسی و اقتصادی ما حذف شده ... » چیزی گفت که نباید می گفت ..! آزادی واژه  منو پل اصلاح طلبان است و نباید زیر مجموعه عدالت که واژه کلیدی احمدی نژاد است قرار گیرد و این یعنی توهین به اصلاح طلبان ...! و البته میرحسین درمورد سیاست خارجی دولت های پیشین نیز چنین گفت « برای مجاب کردن غرب و وادار کردن آنها برای دست کشیدن از سیاست مخاصمت آمیز بیش از آنکه احتیاج داشته باشیم نیویورک پاریس و لندن را مجاب کنیم ،احتیاج به حضور خرد مندانه و فعال در اسلام آباد ، آنکارا، باکو ، دوشنبه ، ایروان و کابل  داریم » و این سخن  تمام سیاست« تنش زدایی » دولت خاتمی را زیر سوال برد ... !

میر حسین با این انتقادات وارد عرصه ای شد که هرگز اصلاح طلبان فکر آنرا نمی کردند آنان دعوت از میرحسین را صرفاً مانند سال 76 برای حمایت از خاتمی می خواستند و بس ، اصلاح طلبان بدنبال مهره ای بودند تا با او بازی کنند و تماشاگران زیادی جذب کنند..! ، احمدی نژاد بزرگتر از حد و اندازه آنها بود که بتوانند او را به بازی بگیرند چرا که هر چه گفتند او خود را وارد چانه زنی و بگو مگوی سیاسی نکرد و حتی به وزیران هم گفت کسی وارد جریانهای سیاسی وانتخاباتی نشود .

 کروبی هم ظرفیت بازی سازی برای اصلاح طلبان را ندارد چرا که تعداد آرای وی از همین الان مشخص است ، عبدالله نوری نیز برای جذب عده ای افراطی به میدان آمده تا دست آخر آرای هوادارانش را در صندوق خاتمی بریزد و امتیاز بگیرد و البته او برای تطهیر چهره خود نیاز دارد تا ادای کاندیداتوری ریاست جمهوری درآورد تا برای خود در این قالب کمی وجهه کسب کند ،دیگر کاندیداهای اصلاح طلب نیز وضعیت بهتری ندارند در بین اینها میر حسین از موقعیت بهتری برخوردار است و با احتیاط قدم بر می دارد و البته محجوب به حیای سیاسی...! اگر این بازی را با هر کسی می کردند آنچنان قضیه دعوت خاتمی و اصلاح طلبان  را جدی می گرفت که گوی سبقت از همه می ربود ،آنها قبلا" میر حسین را در سال 76 تست کرده بودند و این بار نیز می خواستند او همانگونه رفتار کند و این تعارف ها را جدی نگیرد اشتباه میر حسین این بود که وارد میدانی شد که متعلق به اصلاح طلبان است می توانست وارد میدان انتخابات شود و میدانی جدید طراحی کند ولی چون با دعوت آنها آمد و از کانال آنها وارد شد باید قاعده بازی را رعایت کند و الا این میدان مین های زیادی دارد که هر کدام می تواند پرونده میر حسین را بپیچد ...

پس از انتقادات میر حسین به دو دهه ی سازندگی و اصلاحات بلا فاصله زمین بازی مین گذاری شد و مین ها یکی پس از دیگری زیر پای او منفجر شد ابتدا مدیریت او زیر سوال رفت که ناکارآمد است ،کسی که 20 سال از سمتهای اجرائی و تشکیلاتی دور بوده و البته پا به سن نیز شده ، توانائی بازیافت قدرت مدیریت را در خود ندارد و سخنانی از این دست...دیگر آنکه او فاقد تشکیلات اجرائی و مدیران شایسته وهمفکر است و در انتخاب وزرا و مدیران با تجربه با مشکلات فراوانی مواجه می شود ....و از نظر آرا نیز با این استدلال که نسل جدید میر حسین را نمی شناسند و او در اذهان فراموش شده ، تلاش می کنند که او را از کاندیداتوری منصرف کنند و یا بهتر بگوییم میر حسین تعارف آنها را جدی نگیرد...! آنان میر حسینی می خواهند که بزرگواری کند نه بزرگی ، همراهی کند نه راهبری ،خلاصه آنان را همه جوره حمایت کند و بس.. ،حتی اینکه می گویند گزینه دوم بعد از خاتمی میر حسین است را هم نباید جدی بگیرد و در غیر اینصورت اگر باز هم میر حسین سخنانی نا خوشایند آنها بزند ،این تنها مشتی از خروارها بی حرمتی هایی است که نثار او می کنند ،اصلاح طلبان در مهره سازی و مهره سوزی ید طولایی دارند نمونه آن هاشمی است که در انتخابات مجلس آنچنان تهمت و افترابه او زدند که ناچار شد از رده سی ام لیست منتخب تهران استعفا دهد از آنطرف در انتخابات ریاست جمهوری آنچنان از او حمایت کردند که گویی منجی اصلاح طلبان است هر چند هاشمی هنوز هم به آنان دلبسته ...!

الا ایحال هر چند که ما به ایشان انتقاداتی داریم ولی ما می پسندیم که میر حسین همان شخصیت محترم و عزیز سالهای جنگ باشد کسی که بعد از مقام معظم رهبری و هاشمی نزدیکترین مسئول نظام به امام راحل بود و امام از ایشان حمایت می کرد ،ایشان اگر علاقمندند پا به انتخابات ریاست جمهوری بگذارند حق دارند و آزادند ولی در میدان کسی بازی نکنند و زیر پرچم کسی سینه نزنند جز همان میدان عدالت و پرچم ولایت ...تا چه قبول افتد و چه در نظر آید....والسلام

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت   توسط آقامیری  | 

بسمه تعالی

    اولین گام برای مهاجرت یهودیان به فلسطین در قرن 16 میلادی با مقاله ای تحت عنوان (( رستاخیز بزرگ جهانی و فراخوانی یهود )) به قلم یکی از وکلای انگلیسی به نام هنری فنش برداشته شدو تا سال 1799 میلادی حدود 5 هزار نفر از یهودیان در فلسطین ساکن شدند و از آنجا که فلسطین جزء کشورهای تحت حکومت عثمانی بودحکومت عثمانی به تمام کنسولگری های خود دستور داد تا به اطلاع یهودیان که خواهان مهاجرت به فلسطین هستند برساند که نمی توانند به عنوان تبعه خارجی در فلسطین اسکان یابند و برای اقامت باید تابعیت دولت عثمانی را کسب و به قوانین جاری پایند باشند .

 تا آن زمان یهودیان تنها به خاطر مکانهای زیارتی و عرق مذهبی ، فلسطین را برای اسکان انتخاب می کردند ولی در سال 1897 همزمان با تاسیس سازمان جهانی صهیونیسم و تشکیل اولین کنگره جهانی در بال سوئیس به ریاست تئودور هرتزل مهاجرت یهودیان و صهیونیست ها با انگیزه توطئه به فلسطین ابعاد گسترده ای به خود گرفت و تلاش هرتزل برای متقاعد ساختن دولت عثمانی برای فروش بخشی از فلسطین به یهودیان  و اعطای خودمختاری تحت حاکمیت حکومت عثمانی با این جواب  سلطان عبدالحمید دوم حاکم عثمانی مواجه شد که در جواب می نویسد : (( به او نصیحت می کنم که این فکر را از ذهنش دور کند ٰ نمی توانم حتی یک وجب از خاک فلسطین  را بفروشم چرا که ملک من نیست بلکه از آن امت اسلام است ٰ ملتم با جانفشانی و دادن خون های زیاد این امپراطوری را بدست آورده و با خون خود نیز آنرا تقویت می کند به احدی اجازه غصب آنرا نمی دهم .... مگر این امپراطوری از روی اجساد ما تجزیه شود ...... اجازه نمی دهم سرزمین های اسلامی تکه تکه شوند . )) این جواب حاکم عثمانی یهودیان و انگلیسی ها را به کلی نا امید کرد . ولی متاسفانه با وجود این سیاست ها و تدابیر در همین زمان یهودیان با پرداخت رشوه به کارکنان و عمال حکومت عثمانی در فلسطین شهرک سازی می کردند

« جنگ جهانی اول »

 در سال 1914 با شروع جنگ جهانی اول جمعیت یهودیان در فلسطین حدود 80 هزار نفر شده بود ،اما حمایت یهودیان از انگلستان و متفقین علیه دولت عثمانی باعث شد عثمانی ها بر یهودیان سخت گیری کنند بطوری که در پایان جنگ ( سال 1918) جمعیت یهودیان به 55 هزار نفر رسید و در همین زمان بخاطر نفوذ گسترده یهودیان در آمریکا ، انگلیس با صهیونیستها و یهودیان وارد مذاکره شد و توانست توسط آنان حمایت آمریکا را برای متفقین در جنگ بدست آورد و در ازای آن طی بیانیه (( بالفور )) برای تشکیل وطنی ملی برای یهودیان در فلسطین تعهد داد و با شکست دولت عثمانی فلسطین تحت قیومیت انگلستان درآمد و زمینه لازم برای اجرای توطئه صهیونیستها فراهم گردید ، بلافاصله هیاتی از صهیونیستها با اشغالگران انگلیسی تشکیل جلسه دادند و برای اسکان یهودیان و کوچاندن فلسطینیان برنامه ریزی کردند و به خاطر انحراف افکار عمومی جهان از اهداف توسعه طلبانه و خوی تجاوزگری با شعار (( سرزمین بدون ملت برای ملتی بودن سرزمین )) به اشغال سرزمین فلسطین و مهاجرت یهودیان پرداختند و در این میان انگلستان با تصاحب زمین های دولتی و واگذاری آن به یهودیان و با ایجاد قوانین ظالمانه برای گرفتن زمینهای حاصلخیز فلسطینیان نقش بسزایی را ایفا کرد از جمله قوانین ، قانون اراضی متروکه بود  بدین معنی که اگر زمینی 3 سال بدون کشت می ماند مصاده می شد و این قانون عطف به ماسبق هم می شد و زمینهایی که در زمان جنگ امکان کشت نداشت مصادره و به یهودیان واگذر می شد .

 در همین زمان اولین جنبش فلسطین در سال 1918 برای رایزنی با انگلستان برای حل مسالمت آمیز مسائل و مشکلات پیش آمده تشکیل شد و تا سالهای 1925 جز جلسات و مذاکرات بی فایده نتیجه ای در پی نداشت پس از آن جنبش های ملی فلسطین در سال های 1929 تا 1939 با هدف مبارزه مسلحانه تشکیل شدند که از جمله این جنبش ها حزب استقلاال ، حزب عرب فلسطین  به حمایت مفتی بزرگ حاج امین الحسینی ، جنبش جهاد اسلامی به رهبری شیخ عزالدین قسام و سازمان جهاد اسلامی به رهبری عبدالقادر الحسینی بود که هدف آنان جلوگیری از هجوم صهیونیست هایی بود که با عملیات مسلحانه به روستاها حمله می کردند و با  تجاوز و زورگویی به آواره کردن مردم می پرداختند و روستاها را یکی پس از دیگری تصاحب می کردند .

« انقلاب بزرگ فلسطین »

     انقلاب بزرگ فلسطین بزرگترین انقلاب در تاریخ فسلطین است ، پس از تشکیل جنبش های مسلحانه فلسطینی این انقلاب با قتل دو یهودی توسط یک گروه قسامی به رهبری شیخ فرهان السعدی آغاز شد  و در پی آن حوادث دیگری روی داد که دو طرف عربی و یهودی به شدت با یکدیگر درگیر شدند و فلسطینیان برای به زانو درآوردن دولت انگلیس دست به بزرگترین اعتصاب در تاریخ جهان زدند که به مدت 6 ماه ( 178 روز ) طول کشید و تقاضا داشتند ضمن تشکیل دولت فلسطینی ، مهاجرت یهودیان پایان یابد ... انگلستان تسلیم شد و کمیته تحقیق برای بررسی اوضاع فلسطین تشکیل داد که نتیجه آن را تقسیم به دو کشور عربی و یهودی اعلام کرد ، مردم مجدداً شورش کردند و طی آن حاکم انگلیسی استان الجلیل ( اندرو ) توسط نیروی های قسامی ترور شد در نتیجه دولت انگلستان تقسیم فلسطین را ملغی اعلام کرد و در سال 1939 کتاب سفید را منتشر کرد که در آن تشکیل دولت فلسطینی که در آن قدرت بین عرب ها و یهودیان تقسیم می شود را تشریح کرده بود ، این به معنی پیروزی سیاسی فلسطینی ها بود ولی فلسطینی ها چون به دولت انگلستان اعتماد نداشتند و در ضمن در این کتاب امتیازاتی به یهودیان داده شده بود آنرا نپذیرفتند .

« جنگ جهانی دوم »

     با آغاز جنگ جهانی دوم یهودیان از فرصتی که در آلمان و ا روپای شرقی برایشان ایجاد شد با مظلوم نمایی و  بزرگ نمایی رخدادها نهایت استفاده را کردند و با طرح داستا نهای جعلی و غیر مستند از یک زندان در آلمان به نام هولوکاست ، ترحم همه کشورهای جهان را برای خود برانگیختند و دولت انگلیس در سال 1945 رسماً کتاب سفید را ملغی اعلام کرد و در سال 1947 از سازمان ملل متحد خواست که مسئله فلسطین را در دستور کار خود قرار دهد و سازمان ملل هم کمیته ای آمریکائی ، انگلیسی برای بررسی وضعیت فلسطین تشکیل داد و در نهایت سازمان ملل بر اساس نظرات کمیته تحقیق بین المللی در قطعنامه 181 تقسیم فلسطین را به دو کشور عربی و یهودی صادر کرد که بر اساس آن 45 در صد از زمینهای فلسطین به اقلیت مهاجری که تنها 31/7 درصد از جمعیت فلسطین را تشکیل می دادند واگذار شد در حالی که تا آن زمان یهودیان تنها مالک 6/6 درصد از زمینهای فلسطین با همکاری و توطئه انگلستان شده بودند و فقط یک درصد از زمین ها توسط فلسطینیان خائن به یهودیان فروخته شده بود که البته به خاطر فتوی علمای مسلمان مبنی بر حرام بودن فروش زمین به یهودیان ، خائنین به دست مبارزان مسلمان اعدام می شدند .

« جنگ اعراب با صهیونیست »

 اولین جنگ تمام عیار کشورهای عربی ( لبنان ، سوریه ، عراق ، مصر ، اردن ، ارتش جهاد ، ارتش آزادی بخش اعراب ) با صهیونیستها پس از قطعنامه سازمان ملل در سال 1948 انجام شد که با شکست اعراب 72 درصد از فلسطین اشغال شد ، در این جنگ که 000/200/1 نفر فلسطینی آواره ، 531 شهر و روستا و شهرک نابود و قتل عام های زیادی همچون دیریاسین انجام شد تنها 28 درصد فلسطین از جمله قدس شرقی ، کرانی باختری ، و نوار غزه در امان ماند که این مناطق هم در جنگ شش  روزه در سال 1697 اعراب به اشغال صهیونیست ها درآمد ودرست در همین سال جنبش اخوان المسلمین اعلام موجودیت کرد و متاسفانه در سال 1979 با میانجیگری آمریکا طی قرارداد ننگین کمپ دیوید مصر به ریاست جمهوری انور سادات با اسرائیل قرارداد صلح امضاء کرد و البته دیری نگذشت که توسط شهید خالد اسلامبولی عضو جنبش اخوان المسلمین اعدام انقلابی گردید .

« جنبش مقاومت اسلامی حماس»

در سال 1987 جنبش مقاومت اسلامی حماس به رهبری شیخ احمد یاسین بنیانگذاری شد که ارتباط ساختاری و تشکیلاتی بسیار نزدیکی با اخوان المسلمین داشت ، تشکیلات حماس چندین بار لو رفت و رهبران آن دستگیر شدند تا اینکه در سال 1991 با توجه به کسب تجربیات ارزشمند به تحول در ساختار و توسعه سازمان نظامی خود به نام گردانهای شهید عزالدین قسام دست زد و با طرح عملیات های شهادت طلبانه تا سال 1994 ابعاد گسترده ای به مبارزات خود داد و با شکل گیری انتفاضه اقصی که با ورود آریل شارون به مسجد الاقصی شروع شده بود ، مبارزه مقاومت حماس به عملیات مسلحانه تبدیل شد و کار بجائی رسید که صهیونیست ها مجبور به عقب نشینی از نوار غزه شدند، حماس با ورود به صحنه انتخابات مورد استقبال گسترده ای قرار رفت و در سال 2006 با 60 درصد آرا در انتخابات پیروز شد و به عرصه مبارزه تمام عیار با صهیونیست ها وارد گردید .

« توطئه  سرکوب جنبش های مقاومت »

با روی کار آمدن دکتر احمدی نژاد تولید انرژی هسته ای ایران پا به مرحله ی جدیدی نهاد ، مقاومت و پافشاری ایران بر حق داشتن انرژی هسته ای صلح آمیز و رفع تعلیق از غنی سازی اورانیوم ، آمریکا و اروپا را به چالشی جدی در روابط بین المللی وارد کرد ، آمریکا و اروپا که تا پیش از این با دولت قبلی به توافقاتی رسیده بودند و توانسته بودند خواسته های نامشروع خود را در اثر بی تدبیری و ضعف دولت گذشته به آنان تحمیل کنند در شرایط پیش آمده جدید ، تمام آمال و آرزوهای خود را بر باد رفته دیدند به همین منظور گزینه تجاوز مسلحانه را روی میز خود قرار دادند و برای آن برنامه ریزی کردند و از آنجا که ایران در طول سالهای پس از انقلاب فرهنگ مقاومت را به لبنان ،  فلسطین ، سوریه و شیعیان عراق  صادر کرده بود ؛ آنان دارای نفوذ نظامی در منطقه بودند و برای اطمینان از اینکه در صورت تجاوز به ایران ، رژیم صهیونیستی از هرگونه تجاوز تلافی جویانه در امان است به این نتیجه رسیدند که ابتدا باید حزب ا... لبنان ، مقاومت حماس وارتش المهدی ( گروه صدر) در عراق باید از بین بروند و پس از بایکوت کردن سوریه در پای  میز مذاکره ،  آنگاه زمان حمله به ایران از چند سو برای آنان فراهم می شود چرا که آنها هم پیمانان معنوی و استراتژیکی ایران در منطقه هستند بنابراین ضمن ایجاد اختلاف بین ایران و اعراب منطقه با بهانه های مختلف از جمله تشکیل هلال شیعی توسط ایران در خاورمیانه و ایجاد احساس خطر در بین اعراب از طرف ایران ،  زمینه تجاوز به لبنان و حماس را که هر دو از اعراب مسلمان منطقه  هستند را فراهم کردند ، حمله به حزب ا... لبنان زودتر از زمان موعود انجام شد آن هم به خاطر آن بود که حزب ا... لبنان با اسیر گرفتن دو نظامی صهیونیست در یکی از عملیات ها بهانه لازم را برای تجاوز زود هنگام به صهیونیست ها دادند .

« شکست توطئه »

     شکست مفتضحانه رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه تمام تارو پود ارتش قدرتمند آنان را بهم ریخت و از آنجا که این رژیم غاصب مبنای تشکیلش ارتش محورمیباشد به همین خاطر یک بحران ساختاری در هیئت حاکمه آنان ایجاد گردید ، آنان پس ازمدتی برای جبران این شکست تصمیم به نابود کردن ضعیف ترین حلقه مقاومت یعنی مقاومت دولت مردمی حماس گرفتند منتهی این بار با برنامه ریزی گسترده و به همکاری خواستن برخی کشور های عربی تا از فشار افکار عمومی مسلمانان بر خود بکاهند ، بنابر این در کنفرانس ادیان که شش ماه پیش در نیویورک بر گزار شد طی مذاکرات پنهانی عربستان ،مصر ،اردن  و امارات تعهد همکاری با رژیم صهیونیستی را امضاء کردند و بودجه و هزینه این جنگ را نیز عربستان تقبل نمود و قرار شد که در حد اقل زمان ممکن که بین سه تا پنج روز پیش بینی شد مقاومت حماس از ریشه نابود گردد و در ضمن آن نیز توافق نمودند تا پس از سر کوبی حماس غزه به مصر و کرانه باختری به اردن الحاق گردد و عملاً کشور فلسطین بطور کامل حذف گردد و البته مقدمات حمله را اینچنین آماده سازی کردند محاصره نوار غزه به مدت 18 ماه و جلوگیری از ورود هرگونه مواد غذایی ، سوخت ، دارو ، و غیره تا مردم تحت فشار اقتصادی مجبور به رویگردانی از دولت حماس شوند و با توافقی که با دولت مصر انجام شد گذر گاه رفع بطور کامل مسدود و تا زمانی که رژیم صهیونیستی به آنان اجازه نداده آنرا باز گشایی نکنند در ضمن با آماده سازی 10 هزار شبه نظامی آموزش دیده در مصر پس از سقوط غزه ، آنان به این سر زمین ها وارد شوند و به قتل عام گسترده و خانه به خانه نیرو های مقاومت حماس و خانواده آنا ن بپردازند و صدای مقاومت را برای همیشه خفه کنند ، از آنطرف محمود عباس رئیس تشکیلات  خود گردان با آماده سازی 400 نیروی تشکیلاتی به رهبری محمد دحلان برای اداره غزه پس از سقوط آمادگی خود را اعلام کرده بود .

جنگ آغاز شد وبا شروع عملیات زمینی و مقاومت ناباورانه رزمندگان حماس فرمانده ارتش رژیم صهیونیستی را وادار کرد تا سه روز پس از عملیات زمینی اعلام کند که شکست و نابودی مقاومت حماس غیر ممکن است و پس از 22 روز مقاومت و صبر و پایداری مردم غزه ، رژیم متجاوز چاره ای نیافت جز آنکه با ضعف و استیصال مجبور به عقب نشینی گردد  .....

در اینجا  لازم است برخی پیامد های مشهود پیروزی حماس و تاثیر آن در منطقه و کشورهای عربی  و جهان را به طور خلاصه برشمرد :

1)      شکل گیری قویترین هسته مقاومت و جنبش مبارزه مسلحانه  در فلسطین بعد از انقلاب بزرگ فلسطین در سال 1939  

2)     نهادینه شدن روش مقاومت حماس( که هر چند نشا ت گرفته از حزب الله لبنان بود ) در کشور های عرب منطقه

3)    کرانه باختری که تحت حکومت خود گردان می باشد عملا تحت تاثیر مقاومت مردم غزه با هم پیوند خوردند...

4)   اختلاف بین اعراب با دولت مردان سازشکار و خیانت کار که البته نشست دوحه با حضور ایران ، قطر ، سوریه ، لبنان، حماس تاثیر فراوانی داشت .

5)     در اجلاس کویت اتحایه عرب بخاطر رفتارمنفعلانه خود و خیانت برخی اعضاء ، عملا این اجلاس به اجلاس بحران تبدیل شد

6)   مردم مصر،عربستان ،اردن ،امارات ،برای اولین بار با سران خود به مخالفت شدید بر خا ستند وبه ضعف و زبونی سران خودپی بردند

7)   در آینده نزدیک در یکی از کشورهای عربی سازوکار حکومتی آن عوض میشود و کسانیکه دشمن آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند روی کار خواهند آمد

8)  امید به پیروزی درمردم کشورهای عربی منطقه زنده شد و با مقایسه شرایط خود با مردم غزه که با توجه به محاصره چند ماهه وسعت کوچک منطقه و حداقل امکانات دفاعی توانستند به پیروزی دست یابند ، آمادگی خود را برای مقابله با رژیم صهیونیستی اعلام کردند

9)     قدرت نظامی حماس پس از جنگ بزودی به چندین برابر خود خواهد رسید.

10)   رژیم صهیونیستی به اعتراف خود آبروی شصت ساله خود را از دست داد چرا که آنان خود را در امریکا واروپا  چنان انسانهای با تمدن و نوع دوست معرفی میکردند که کسی تصور چنین جنایتی را از آنان نداشت  .

11)   سران رژیم صهیونیستی نزدافکار عمومی جهان به جنایتکاران جنگی معرفی شدند.

12)  هلوکاست جعلی صهیونستها نزد افکار عمومی جهان در غزه به واقعیت نشست .

13) دومین شکست رژیم اشغالگر قدس باعث ایجاد بحران دفاعی در برابرخیزش مجدد مسلمانان علیه آنها شد. . .

14)  رژیم صهیونیستی که تا چند سال پیش ایران را به خاطر غنی سازی اورانیوم تهدید به حمله میکرد امروز به یقین رسیده که حمله به ایران برابر با محو اسراییل ازصفحه روزگار خواهد بود .

 

« پیام راهبردی »

                    پیام راهبردی مقام معظم رهبری در روزهای آغازین جنگ خط و مسیر حرکت را برای همگان روشن ساخت و با هشدار به دولت های مصر و اردن بخاطر محاصره طولانی مردم غزه و سکوت تشویق آمیز برخی دولت های عربی و دروغ بودن ادعای حقوق بشر دولت های اروپایی خطر حضور رژیم صهیونیستی را به عنوان کافر حربی در قلب سرزمینهای امت اسلامی گوشزد کرد ، معظم له سپس با طرح سوالهای راهبردی علما و روحانیون جهان عرب و رسانه ها و روشنفکران جهان اسلام و عرب را مورد خطاب قرارداد و  پرسید آیا هنگام آن نرسیده برای اسلام و مسلمین احساس خطر کنید و به نهی از منکر واجب و کلمه حق عند امام جائر عمل کنید ، رهبر مسلمین جهان در پایان با جهت گیری راهبردی همگان را در جهت تشکیل جبهه واحد به دور از ملاحظه کاری و انفعال برای محاکمه و مجازات رژیم صهیونیستی و سران آن به جرم جنایت و محاصره طولانی فراخواند.

« دیپلماسی فعال ایران »

                   و اما دیپلماسی فعال ایران با پیروی از پیام مقام معظم رهبری ، این بار با قدرتی مضاعف و با تدبیری آگاهانه تمام توطئه ها وفتنه انگیزی ها و تهدید ها را به فرصتی طلایی برای جهانی کردن مقاومت اسلامی در برابر متجاوزان و مستکبران دنیا تبدیل کرد که در نوع خود بی نظیر بود و  اثرات آن در سالهای بعد یکی پس از دیگری نمایان خواهد شد...

          حضور دکتر احمدی نِژاد در مسند اجرایی کشور و بیان ادبیات انقلاب و در پیش گرفتن مقاومت اسلامی در برابر مستکبران ، خونی تازه را در رگهای همپیمانان معنوی و استراتژیکی ایران در منطقه که با بی مهری دولت گذشته روبرو شده بودند جاری ساخت و این همه از اثرات حرکت کردن در مسیر راه امام ، انقلاب و رهبری است. .   والسلام  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت   توسط آقامیری  | 

 

بسمه تعالی

پیام قاطع و دردمندانه رهبرمعظم انقلاب درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه ضمن  انزجار و محکومیت رژیم صهیونیستی حاوی نکاتی راهبردی برای سیاستمداران ، علما و روشنفکران ملت های مسلمان بود که لازم است به صورت زیر دسته بندی و تحلیل نمود:

 1)هشدارهای راهبردی

الف) گوشزد کردن حضور رژیم صهیونیستی به عنوان کافر حربی در قلب سرزمین های امت اسلام به غافلان و مسامحه کاران

ب) سکوت تشویق آمیز برخی دولت های عربی و مدعی مسلمانی به جای حمایت از مردم مظلوم غزه ،...مصیبتی بزرگ

ج) دروغ بودن ادعاهای طرفداری از حقوق بشر دولت های اروپایی و شرکت در جبهه ضدیت با اسلام

د) مردم مصر و اردن از این کشتار و محاصره طولانی غذایی و دارویی دلی لبالب از خون دارند

2) سوالهای راهبردی :

الف) سوال از علما و روحانیون جهان عرب و روسای الازهر مصر ، آیا هنگام آن نرسیده برای اسلام و مسلمین احساس خطر کنید..؟

ب) آیا هنگام آن نرسیده که به نهی از منکر واجب و کلمه حق عند امام جائر عمل کنید ؟

ج)سوال از رسانه ها و روشنفکران جهان اسلام و عرب ...تا چه هنگام نسبت به مسئولیت رسانه ای و روشنفکری خود بی تفاوت خواهید بود..؟

3) جهت گیری راهبردی

الف) تشکیل جبهه یکپارچه به دور از ملاحظه کاری و انفعال در برابر رژیم صهیونیستی

ب) مجازات رژیم صهیونیستی توسط دولت های اسلامی

ج) محاکمه و مجازات شخصی سران رژیم صهیونیستی به جرم جنایات و محاصره طولانی

و اما بعد......  

 بعد از این پیام راهبردی سید حسن نصرا... این سرباز مطیع ولایت بلافاصله ضمن حمایت از مواضع رهبری و محکومیت رژیم صهیونیستی ، پیام های راهبردی رهبر معظم انقلاب را درک کرد و در اولین سخنرانی ضمن تهدید دولت مصر به مشارکت در جنایات غزه ، علما و روحانیون و مردم مصر را تشویق به اعلام انزجار از بسته شدن گذرگاه رفح نمود و از آنان خواست این گذرگاه را باز نمایند و به کمک مردم مظلوم غزه بشتابند و به صورت کاملا" تاکتیکی ضمن تهدید رژیم صهیونیستی به نیروهای مقاومت حزب ا... اعلام آماده باش کامل داد تا بدین وسیله بخش اعظمی از نیروهای دشمن در مرزهای لبنان زمین گیر شوند و قابلیت استفاده در جنگ زمینی علیه غزه را نداشته باشند .

.پس از این پیام علما و روحانیون و مردم مصر به خیابانها ریختند و با نیروهای امنیتی در گیر شدند ،از طرفی احتمال کودتا در ارتش قوت گرفت و عده ای از فرماندهان ارشد بازداشت شدند و حسنی مبارک نیز از وحشت شورش و از دست دادن حکومت در وضعیت وخیمی در بیمارستان بستری است....

هر چند که مردم غزه هر روز در محاصره و کشته و زخمی شدن عزیزانشان قرار دارتد ولی مقاومت هر روزه آنان به بیداری بخشی از مسلمانان جهان مخصوصا" جهان عرب منجر می شود که قطعا" با ادامه این مقاومت زمام امور از دست برخی دولت های عربی فاسد خارج شده و به دست مردم مسلمان بیدار خواهد افتاد و این از ثمرات خون شهیدان غزه و هدایت راهبردی ولی امر مسلمین جهان می باشد ...

و آنچه که امید است در روزهای آینده از زبان دبیرکل حزب ا... لبنان یا دبیر کل حماس به  عنوان درخواست از مسلمانان جهان مخصوصا" اعراب جاری شود این است که ای مسلمانان که آرزو دارید ای کاش در کنار رزمندگان مقاومت با صهیونیست ها می جنگیدید ، با مورد حمله قرار دادن منافع اسرائیل در سرتاسر دنیا در کنار ما قرار گیرید تا رژیم غاصب را بار دیگر به شکستی ذلت بار بکشانیم....

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت   توسط آقامیری  | 

بسمه تعالی

  آنروز که« انتفاضه فلسطین» یا همان انقلاب سنگ در فلسطین شروع شد ، شاید کسی فکر نمی کرد غیرت و شجاعتی که  کودکان و نوجوانان فلسطینی در پرتاب کردن سنگ به صهیونیست ها از خود نشان دادند در کمتر از یک دهه  به دولت مردمی ، شجاع و ظلم ستیز حماس منجر می شود که مقاومتشان امروز صهیونیستها را به زانو درآورده است ، پرتاب کفش توسط منتظر الزیدی به سمت بوش نشانه عمق نفرت و شجاعت یک مسلمان شیعی است که هر چند می دانست که این حرکت برای او عواقب خطرناکی دارد ولی خون شهدای خاندان زیدی که در انتفاضه شعبانیه توسط نیروهای بعثی و آمریکائی به شهادت رسیدند در رگهای او جاری بود و او ترس واهمه ای از این کار نداشت و وقتی به علت مبارزه با اشغالگران آمریکائی 9 ماه در زندانهای مخوف آمریکائیها در اسارت به سر می برد ، نفرت از آمریکائیها تمام وجودش را فرامی گیرد ، به همین علت پس از آزادی به افشاگری علیه اشغالگران در مورد شکنجه و بدرفتاری با زندانیان پرداخت و چون خبرنگار بود به عمق فاجعه و ظلم اشغالگران به مردم عراق بیش از هر کسی آگاه بود و مترصد فرصتی بود تا تمام نفرت خود را از تمامی ظلم هایی که به مردم عراق رفته است را یک جا بر سر آنان خالی کند ، حرکت انقلابی منتظرالزیدی فارغ از آنکه شاید به ظاهر یک اعتراض شخصی باشد، ابعاد گوناگون سیاسی و فرهنگی به خود گرفت و سر منشاء تحولات گوناگونی در عراق و منطقه خواهد شد ، امضاء قرارداد امنیتی بغداد-واشنگتن در دولت و مجلس عراق در بین مردم عراق موج یأس و ناامیدی و شکاف را در بین گروه ها و حتی کشورهای منطقه ایجاد کرد و رفته رفته سرنوشت نامعلومی برای عراق پیش بینی می شد و دولتمردان عراق در موضع ضعف  قرار گرفته بودند و در همین زمان قدرت خدا از آستین مسلمانی شیعی ظاهر شد و یک پرتاب به ظاهر ساده کفش همانند پشه ای که نمرود را از پای درآورد ، یک رسوائی و بی آبرویی بزرگ برای بوش و آمریکا و اشغالگران د رمنطقه و جهان ایجاد کرد و بوش که برای آخرین دیدار به عراق آمده بود و توقع تشکر معنوی و مادی ... ! از دولتمردان عراق داشت با این حرکت الزیدی متوجه جایگاه خود و سربازان بیچاره خود در عراق شد و بلافاصله از عراق شبانه متواری شد! و این حرکت انقلابی موجی از اتحاد ، همبستگی و شجاعت را در مردم عراق ایجاد کرد که بلافاصله مردم به خیابانها ریختند و به حمایت از او برخواستند و کفشها را بر سر چوب و آماده پرتاب به سوی اشغالگران کردند و اگر دیروز پرتاب سنگ توسط کودکان و نوجوانان در فلسطین انقلاب سنگ یا انتفاضه را ایجاد کرد باید گفت پرتاب کفش توسط منتظر الزیدی انقلاب کفش یا « انتحاذه » را در عراق ایجاد کرد ( عرب در لغت به کفشی که پشت آن باز باشد نعلین و کفشی که پشت آن بسته باشد حذاء می گوید ) و پرتاب کفش در عرب نشاندهنده عمق نفرت به شخص مقابل است و هرروز که از این جریان می گذرد صفوف مردم عراق منسجم تر شده و دیگر هیچ عراقی از سرباز آمریکایی ترس و واهمه ای ندارد چرا که وقتی رئیس جمهور آنان توسط یک عرب مورد حمله و توهین قرار می گیرد پس سرباز آمریکایی که دیگر ارزشی برای انان ندارد و بزودی باید منتظر انتحاذه جدید مردم عراق بود زیرا  دوباره ابتکار عمل به دست مردم عراق افتاد و مردم وارد میدان شدند تا تکلیف قرار داد امنیتی بغداد – واشنگتن و اشغالگران را خود مشخص کنند و البته دولتمردان عراقی چاره ای جز همراهی مردم ندارند .         

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت   توسط آقامیری  | 

بسمه تعالی

   همانطور که چندی قبل در تحلیل انتخاب اوباما به عنوان رئیس جمهور جدید آمریکا گفته شد ،  ساده انگاری است  اگر منتظر تغییرات در رفتار و سیاست های آمریکا با کشور های خاورمیانه باشیم چرا که اوباما و بوش دو روی یک سکه هستند و سخن و شعار تغییر فقط برای جلب آرای مردم می باشد و بس . در تایید این گفتار ، سخنان و تهدیدات اوباما و برخی وزیران آینده وی قابل توجه است ، از جمله سیاست اعمال فشار و ارائه مشوق به ایران موسوم به چماق بزرگتر و هویج شیرین تر که از سوی آنان مطرح شده و برخی کارشناسان اقتصادی اوباما گفته اند با توجه به وابسته بودن اقتصاد ایران به فروش نفت  محبوبیت دولت احمدی نژاد بخاطر فروش نفت 140 دلاری است و اگر قیمت فروش نفت پائین بیاید و اقتصاد ایران تحت فشار قرار گیرد ، رئیس جمهور و دولت ، محبوبیت خود را ازدست می دهند و می توان با اعمال فشار روند پیشرفت هسته ای ایران را بصورت معکوس درآورد ... هر چند این سخنان از سر خامی گفته شده و معلوم است از دهان افراد تازه به د.وران قدرت رسیده ای است که هنوز طعم تلخ شکست در مقابل مقاومت ملت ایران را نچشیده اند ولی توجه به این سخنان و سخنان رابرت گیتس وزیر دفاع کنونی و آینده آمریکا در کنفرانسی در منامه بحرین که اعمال فشار سیاسی و اقتصادی و تلاش برای برانگیختن کشورهای منطقه بر علیه ایران را مطرح کرده است همگی نشان دهنده راهبرد دولت جدید آمریکا در مواجه با ایران است ، البته این راهبرد جدیدی نیست و دولت بوش هم همین برخورد را با ایران پیگیری می کرد ، اما نکته اساسی که راهبرد جدیدی برای اعمال فشار بر ایران در نظر گرفته اند، کاهش قیمت نفت است که این بحران کاهش قیمت نفت دستاویزی برای آنان شده است ، هر چند دکتر احمدی نژاد اعلام کرد: ایران را با نفت 5 دلاری هم اداره می کنیم و از اصول خود عقب نشینی نمی کنیم....  ولی آنان به این فکر خام خود در برنامه ریزی هایشان اصرار می ورزند و در این زمینه با توجه به فرمایشات چند سال قبل مقام معظم رهبری به سران کشور های عضو کنفرانس اسلامی جملاتی به این مضمون فرمودند: که با توجه به سرمایه عظیم نفتی که در اختیار کشورهای اسلامی است چرا نباید از نفت به عنوان ابزاری بر علیه مستکبران استفاده نمود...  و با توجه به این که باید ابتکار عمل را از دست دولت جدید آمریکا که در حال به قدرت رسیدن می باشد ،گرفت ، پیشنهاد  می شود در حمایت از مردم مظلوم ، ستمدیده و مقاوم غزه که توسط رژیم اشغالگر قدس و با پشتیبانی آمریکا و کشورهای اروپایی  تحت محاصره قرار گرفته اند و با سکوت مجامع بین المللی و شورای امنیت روبرو شده اند برای یک روز فروش نفت را تحریم کنیم  ، تا علاوه بر حمایت از مردم غزه و رساندن فریادهای مظلومیت آنان به گوش مردم دنیا ، یک شوک نفتی در بازار جهانی ایجاد کنیم و در پاسخ به فرمایشات مقام معظم رهبری ، نفت را ابزار فشار ی بر کشورهای مستکبر و زورگو که با رکود شدید اقتصادی روبرو هستند ،قرار دهیم . و البته کشورهای عربی اگر حمایت نکنند از ترس مردم خود جرائت مخالفت را هم ندارند چرا که برخی از آنان بخاطر خیانت های پشت پرده ای که به مردم فلسطین کرده اند جوابگوی مردم خود نیستند و از طرفی گربه را دم حجله برای دولت مردان جدید آمریکا بکشیم ....       

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت   توسط آقامیری  | 

بسمه تعالی

پیام  گوهربار مقام معظم رهبری به مناسبت کنگره عظیم حج 1429 به انبوه مسلمانان مشتاق سراسر جهان که در زادگاه اسلام و قرآن گردهم آمده بودند بار دیگر خون تازه در رگهای تشنه آنان جاری ساخت ، ایشان ضمن اینکه فریضه حج را در برگیرنده عناصر اصلی تربیت فردی و اجتماعی خواندند و همگان را به بهره گیری از این فریضه بزرگ رهنمون کردند مطالب ارزشمندی را به مسلمانان جهان گوشزد کردند و خط سیر حرکت مسلمین را ترسیم نمودند که لازم است نکاتی از آن مورد توجه قرارگیرد .....

اول آنکه ضعف و فروپاشی تمدن مادی غرب و مکاتب الحادی چپ وراست دنیا را هشدار دادند و آغاز حرکت مسلمانان برای بازیافت هویت خویش و اندیشه توحیدی و منطق عدالت و معنویت را دور تازهای از شکوفایی عزت مسلمانان اعلام  نمودند و در همین زمینه فروپاشی اقتصاد لیبرال سرمایه داری آمریکا و غرب قابل تامل است و نامه چندی قبل دکتر احمدی نژاد به علما و فضلای حوزه و اساتید و صاحبنظران دانشگاه و طرح سوال از آنان در زمینه اقتصاد اسلامی و مسائلی از این دست را می توان دقیقا" در جهت منویات مقام معظم رهبری دانست ...

دوم : ایشان برافراشتن اسلام و تجدید حیات قرآن واسلام و ضعف و زوال تدریجی مهاجمان آنرا به رخ کسانی کشید که در گذشته ای نه چندان دور آیه یاس می خواندند و اساس اسلام و مسلمین را در برابر هجوم تمدن غرب از دست رفته می پنداشتند و این را آغاز راه تحقق وعده الهی در پیروزی حق بر باطل و شکل گیری تمدن اسلامی دانستند ..

سوم : ایشان پیروزی انقلاب اسلامی را اولین و مهمترین مرحله این وعده الهی خواندند که با استحکام و ریشه دارتر شدن نظام اسلامی در سه دهه کشورهای آسیا، آفریقا وخاورمیانه  صحنه این هماورد پیروزمندانه قرار گرفت از جمله انتفاضه اسلامی فلسطین ، قیام دولت فلسطینی ، پیروزی تاریخی حزب ا...لبنان ، تشکیل دولت مسلمان و مردمی عراق و فراگیری موج اسلام خواهی در میان جوانان و روشنفکران همه کشورهای منطقه را نامبردند و به مسلمانان گوشزد کردند که این آغاز راه است و ملت های مسلمان هنوز گردنه های دشواری بر سر راه دارند که جز با ایمان و اخلاص ،امید و جهاد و بصیرت و صبر امکان پذیر نخواهد بود و باید در مقابل دشمن زخم خورده هوشیار ، خردمند ، شجاع و فرصت شناس بود...

 چهارم :رهبر انقلاب در آخرین فراز پیام بار دیگر خط مقدم جبهه اسلام و کفر را نشان دادند و یک جغرافیای کوچک 360 کیلومتری یعنی نوار غزه در فلسطین اشغالی را معرفی کردند و ضمن اینکه بر آن ملت مقاوم و بزرگ وحکومت حماس درود فرستادند حرکات بی رحمانه و دژخیمانه دشمن را نشانه ضعف و بی تدبیری آنان نامیدند که در مقابل اراده مستحکم مردان زنان و کودکان خوارو زبون شده اند و پیروزی نهایی در کارزار حق و باطل را جز حق ندانستند و این را برگ سیاه دیگری برای مدعیان دروغین آزادی طلبی ، دموکراسی خواهی و حقوق بشر نامیدند وآنکه سرانجام در این امتحان عجیب برخی رژیم های عربی تتمه آبروی نداشته خود را برباد دادند ...

 و اما در مورد مطلب چهارم نکته زیر نباید بر اهل نظر و کارشناسان آسیایی و خاورمیانه پوشیده بماند و آن اینکه همانطور که میدانید در گذشته رژیم صهیونیستی در زمان انتقال گسترده یهودیان به سرزمینهای اشغالی برای اینکه توجه مردم مسلمان و رسانه  های دنیا را هنگام این انتقال منحرف سازد در یک گوشه دنیا با کمک آمریکا یا انگلیس جنجالی را ایجاد کرده و ذهن جهانیان و رسانه ها را به آن نقطه معطوف و منحرف می کردند و از آن طرف بدون سر و صدا دهها هزار نفر از  یهودیان را  از سرتاسر دنیا به فلسطین منتقل می کردند و این روند سالهای متمادی ادامه داشت  و امروز در مورد غزه بار دیگر از این ترفند استفاده کردند و در زمانی که محاصره غزه را کامل کردند و قصد داشتند جلوی تمامی کمکها به غزه را مسدود کنند و آنرا به زندانی  به تمام معنا تبدیل نمایند، فاجعه تروریستی بمبئی و رد پای صهیونیست ها در آن مشهود می شود..! و داستان طول و دراز گروگانگیری و کشتار آغاز می شود و اذهان تمامی مردم و ملت ها و رسانه های جهان را به خود معطوف می کند و در حالی که اذهان جهانیان به آن نقطه منحرف گردید رژیم صهیونیستی ارسال تمامی کمکها حتی کمکهای سازمانهای جهانی و داروهای پزشکی و سوخت نیروگاهها را قطع میکند تا فا جعه پیش آمده در غزه از صدر رسانه ها خارج گردد ...! البته بدیهی است سناریوهای زیادی در کنار آن طراحی شده ودر حال اجراست از جمله کشته شدن عده ای از یهودیان که زمینه ای برای مظلوم نمایی و تطهیر چهره خشونت بار آنان در غزه را فراهم می آورد هر چند یهودیان کشته شده از مخالفان رژیم صهیونیستی بودند و آنان با یک تیر دو نشان زدند ...!  و دیگر آنکه دو کشور هند و پاکستان را که می توانستند با اعتراضات و تظاهرات و روشهای دیپلماتیک فشار زیادی را در افکار عمومی جهان علیه صهیونیست ها ایجاد کنند را در گیر مناقشات فی ما بین کردند و عملا" از گردونه معترضین خارج شدند و در کنار این عملیات تروریستی آنان بر علیه مسلمانان برنامه های زیادی دارند که جای بحث نیست  فقط آنکه با درایت رهبر معظم انقلاب در این پیام ندای مظلومیت مردم غزه دهان به دهان و سینه به سینه به مسلمانان جهان منتقل می شود تا درد مشترک همه مسلمانان درد و رنج مردم غزه باشد.والسلام   

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت   توسط آقامیری  | 

بسمه تعالی

دولت وحدت ملی یا دولتی ائتلافی فارغ از آنکه پیشنهاد دهندگان چه کسانی هستند و پیشینه آنان در مدیریت سیاسی کشور چیست دارای نکات مورد بحث و قابل توجه است ، از جمله آنکه هدف از تشکیل چنین دولتی چیست؟ و درچه مقطع زمانی در نظام های حکومتی نیاز به تشکیل چنین دولتی ضروری و لازم الاجراء است و دیگر آنکه وضعیت جامعه آماری از لحاظ اعتماد به گروه ها ، احزاب  و شخصیتها در چه سطحی قرارداد ؟ و آخر آنکه دولت در مقطع کنونی در چه جایگاه اجتماعی در بین مردم قرار دارد؟

بطور کلی باید گفت زمانی در نظام های حکومتی تشکیل چنین دولتی با پیشوند یا پسوندهای مختلف امری ضروری تلقی می شود که دولت حاکم دچار بحران هویت و مقبولیت اجتماعی قرار می گیرد و مدیریت و کارآیی لازم را در برآورد خواسته های مردم ندارد و نیز برنامه ای مدون و متفاوت با گذشته برای تدبیر امور اجتماعی و نظام اقتصادی و رفاه مردم نداشته باشد در اینصورت دولت حاکم در وضعیت تزلزل هویت قرار می گیرد و از طرفی  هیچ یک از گروه ها یا احزاب نیز به تنهایی مقبولیت عامه مردم را ندارند و هر کدام بطور نسبی مورد اقبال قرار می گیرند و چاره ای جز ائتلاف گروه ها و احزاب برای تشکیل چنین دولتی باقی نمی ماند که معمولاً بخاطر سهم خواهی گروه ها و احزاب تشکیل کابینه دولت و اداره امور کشور با فراز و نشیب های فراوانی روبرو می شود، ولی آنچه که با توجه به نکته فوق جای تامل دارد اینست که از نظر پیشنهاد دهندگان مگر دولت حاضر در چه وضعیتی قرار دارد که آنان چنین پیشنهادی را مطرح می کنند ؟! آنچه واضح و مسلم است و مورد اعتراف اکثریت قریب به اتفاق مسئولین نظام قراردارد و از همه مهمتر حمایت صریح ، قاطع وبی سابقه مقام معظم رهبری را در پی دارد آن است که دولت کنونی و نظام جمهوری اسلامی امروز در بهترین وضیعت اجتماعی و سیاسی و  قدرتمندتر از گذشته و عزتمندانه راه رشد و تعالی را طی می کند و هرگز از مسیر تعیین شده برای نظام تخطی نکرده و در بالاترین سطح مقبولیت قرار دارد و در چند انتخابات گذشته  که به رفراندم عملکرد دولت تبدیل می شد ، با رای اکثریتی فوق تصور ، روبرو شد ، پس دولت در وضعیتی قرار ندارد که بعضی سیاسیون سراسیمه به فکر چاره اندیشی برای سرو سامان دادن اوضاع بیافتند و با چنین پیشنهادهایی نسنجیده و قیم مآبانه خود را ناجی ملت ببینند . . .

نتیجه آنکه طرح چنین پیشنهادهایی که با توهم ناکارآمدی و عدم مقبولیت اجتماعی دولت مطرح می شود هیچ دستاوردی جز موارد زیر را ندارد که توسط مخالفین دولت و نظام در جامعه منتشر می شود . . .

1)      ایجاد فضای ابهام آلود و شک ، تردید در دستاوردهای موفقیت آمیز دولت.

2)   ایجاد سوال و شک و تردید در بین مردم که مگر دولت و نظام در وضعیت قرمز قرار گرفته که همه سیاسیون سراسیمه برای جمع و جور کردن اوضاع به میدان آمده اند.

3)      ضعیف و ناتوان نشان دادن وزیران و مدیران ارشد دولت.

4)      ایجاد فضایی برای نشان دادن عدم توانائی رئیس جمهور در انتخاب وزیران و اداره امور دولت آینده

 ولی آنچه که در پس پرده چنین پیشنهادهایی قرار دارد اینست که با  ایجاد چنین فضایی بدنبال باز کردن جای پا و سهم خواهی و تحمیل نظرات خود به دولت آینده هستند و تلاشی است برای ایجاد مقبولیت اجباری خود در بین مردم ، همان مردمی که به مدیریت سیاسی گذشته و نظرات و تفکرات آنان  در انتخابات رای منفی دادند.

و سخن آخر اینکه طرح چنین پیشنهادهایی که اساساً مخالف عقلانیت سیاسی و توسعه سیاسی می باشد جز ایجاد فضای مانور و ابراز وجود بیشتر اصلاح طلبان که از این دست بگو مگوها استقبال می کنند دستاوردی نخواهد داشت و تمام این بحث ها همگی از نکات انحرافی هستند که خواسته یا نا خواسته اصولگرایان را به بازی کردن در زمین دشمن رهنمون می کند و این را بدانید که مردم مکتبی و اصولگرایان واقعی از هم اکنون انتخاب دهم خود را کرده اند از مردم عقب نمایند چون گذشته ...

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت   توسط آقامیری  | 

بسمه تعالی

  « به مجلس و دولت و دست اندرکاران توصیه می نمایم که قدر این ملت را بدانید و در خدمتگزاری به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما و اولیای نعم همه هستند و جمهوری اسلامی رهاورد آنان و با فداکاریهای آنان تحقق پیدا کرد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است ، فروگذار نکنید و خود را از مردم و آنان را از خود بدانید ... » این سخن و وصیت امام راحل در تاریخ انقلاب ثبت و ضبط شده و هنوز در گوش انسانهای آزاده و عدالتخواه طنین انداز است .

طرح توزیع بخشی از درآمدهای نفتی از اوایل انقلاب در مقاطع مختلف در قالب دفترچه بسیج اقتصادی ، کوپن ( کالا برگ ) ، سوبسید و یارانه انرژی در کشور اجرا شده است ولی آنچه که همگان به آن اعتراف داشته و دارند اینست که این سیستم توزیع در هیچ زمان بصورت عادلانه نبوده است و متاسفانه پس از 30 سال انقلاب علیرغم توصیه های مکرر امام راحل و سفارشات و دلسوزی های مقام معظم رهبری آمارهای رسمی اینگونه اعلام شده که 70درصد یارانه ها (بخوانید بیت المال) به 30 درصد مردم که تماماً از مرفهین جامعه می باشند تعلق گرفته است و این باعث تاسف  و تاثر است که چرا مسئولین وقت در دوره های گذشته نسبت به این بی عدالتی فاحش نه تنها اقدام عملی نکرده بلکه ظاهراً دغدغه ای هم برای این بی عدالتی نداشته اند ظاهراً خود جزء آن 30% برخوردار از 70% یارانه ها بودند!؟

تاریخ اسلام را به یاد بیاورید آنرزو که امیرالمومنین حکومت اسلامی را بدست گرفت و در توزیع عادلانه بیت المال آنچنان با جدیت به عدالت علوی اسلامی عمل نمود که صدای طلحه و زبیر که خود از صحابه خاص پیامبر (ص) و از استوانه های حکومت اسلامی بودند درآمد ...! چرا که تا آنروز به خاطر صحابه پیامبر بودن و خدماتی که برای استواری حکومت اسلامی کرده بودند برای خود امتیازات خاصی قائل بودند و استفاده بی حساب و کتاب از بیت المال را حق مالکانه خود می دانستند و کار به آنجا رسید که با منافقین و معاندین برای مبارزه با عدالت علوی همدست شدند و آنشد که خوانده و شنیده اید. ...

و امروز را ببینید که با آنکه همگان به توزیع نا عادلانه بیت المال معترف هستند صدای طلحه و زبیرهای انقلاب که با طرح تحول اقتصادی که در جهت توزیع عادلانه بیت المال طراحی شده درآمده... ! و در مقابل عدالت احمدی که با حمایت سیدعلوی انجام می شود به مخالفت برخواسته اند و خواسته یا خواسته با منافقین داخلی و دشمنان خارجی در جهت ضربه زدن به دولت هم آهنگ شده اند و حتی در توهین به مردم و دولت ابائی ندارند و این کار دولت خدمتگذار را گدا پروری می نمامند.

 جالب اینجاست که بعضی از آقایان در مقاطع مختلف در مسند ریاست در دولت بوده اند و شاهد اینگونه بی عدالتی و تبعیض هم بوده اند ولی تنها چیزی که در شعار و عمل آنان خودنمائی نمی کرد عدالتخواهی و برقراری عدالت بود . و با شعارهای جذاب سازندگی و اصلاحات و برنامه های ناعادلانه خود آنچنان فاصله طبقاتی در جامعه ایجاد کردند  که 80 درصد ثروت جامعه را به جیب 20 درصد مرفهین بی درد ریختند و خود می دانستند که چه بر سر مردم مظلوم و صبور خود آورده اند که رای هفده میلیونی به دکتر احمدی نژاد را رای فقرا و بیچارگان نامیدند .! و آنان امروز مردمی را که قرار است حقوق حقه آنان از بیت المال پرداخت گردد را گدا می نامند ولی دیروز همین بیت المال را در اختیار فرزندان و بستگان خود قرار دادند و آنان را آقا زاده  نامیدند .!

و امروز افکار عمومی جامعه را به بازی می گیرندو با ایجاد ابهام در بین مردم و دولت ، سعی در ایجاد یک التهاب کاذب و جنگ روانی بر علیه دولت دارند ، غافل از اینکه مردم به حقوق خود آگاه هستند و با توهین و مسخره شدن از حق خود نمی گذرندو اگر تا کنون صبوری کرده و با کم و زیاد زندگی کنار آمده اند ، بخاطر اینست که این جمله امام راحل که فرمود : حفظ نظام از اوجب واجبات است را همیشه آویزه گوش خود کرده اند نه مثل بعضی از آقایان که اگر کمی از رنگ و لعاب سفره شامشان کم شود دولت و نظام را زیر سوال می برند .. !

آقایان و برادران بزرگوار .! اینها همان مردمی هستند که امام راحل بارها و بارها در مورد آنها به شما سفارش کرد  و شما نه امروز ! بلکه دیروز ! که خانه های خود را از پایین شهر به بالای شهر و خانه های 100 متری را به 1000 متری تبدیل به احسن کردید..! مردم را گدا خواندید و رفتید ...!

  

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت   توسط آقامیری  |